الشيخ أبو الفتوح الرازي
40
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و نيز « خرز » ( 1 ) را سرد گويند و درفش را كه آلت خرز بود مسرد و مسراد گويند . قال ( 2 ) : كما تابعت سرد العنان الخوارز * ( وَاعْمَلُوا صالِحاً ) * ، آنگه گفت داود را و قومش را كه : عمل صالح كنى كه من به آنچه شما مىكنى . بيناام ، مىبينم و مىدانم . و مورد او ( 3 ) ترغيب باشد . * ( وَلِسُلَيْمانَ الرِّيحَ ) * ، عامّهء قرّا خواندند : « الرّيح » منصوب على تقدير : و سخّرنا لسليمان الرّيح ، مگر عاصم فى روايت أبي بكر و المفضّل عنه ، كه مرفوع خواندند ، على الابتدا ، و خبره الجارّ مع المجرور ( 4 ) المقدّم عليه ، و التّقدير : و الرّيح لسليمان ، اى ، كاين له ثابت له . و « لام » تخصيص راست يعنى آن چيزها كه رفت داود را بود ، آنچه ( 5 ) به سليمان مختص بود باد بود كه او را مسخّر بود . * ( غُدُوُّها شَهْرٌ وَرَواحُها شَهْرٌ ) * . مفسّران گفتند : از بامداد تا نماز پيشين يك ماهه راه برفتى و از نماز پيشين تا نماز شام يك ماه راه ( 6 ) ، در يك روز دو ماهه راه ببريدى بر بساط باد در آمدى و بساط او برگرفتى با لشكرگاه و لشكر به يك جاى و همچنين ( 7 ) مىبردى اين مقدار به اين مدّت . وهب منبّه گفت ( 8 ) : در بعضى كتب خواندم كه به ناحيت دجله نوشتهاى ديدند بر سنگى نقش كرده كه بعضى اصحاب سليمان - عليه السّلام - نوشته ( 9 ) بودند ، امّا از انس و امّا از جنّ : نحن نزلناه و ما بنيناه و مبنيّا وجدناه و غدونا من اصطرخ ( 10 ) ، فقلناه و نحن رائحون منه ان شاء اللَّه فبايتون بالشّام ، گفت : ما به اين شهر فرود آمديم و نه ما بنا كرديم ، بل همچنين يافتيم ، و بامداد از اصطرخ ( 11 ) [ 16 - پ ] بيامديم و اين جا قيلوله كرديم و شب را - ان شاء اللَّه - به شام باشيم . حسن بصرى گفت : چون سليمان به عرض اسپان مشغول شد تا نماز ديگر از او فوت شد ، او اسپان را پى كرد يا داغ سبيل ( 12 ) نهاد چنان كه گفته شود - ان شاء اللَّه -
--> ( 1 ) - دا ، آج ، لب : خود . ( 2 ) - الشاعر شعر . ( 3 ) - دا : آن . ( 4 ) - دا : مع المجرور . ( 5 ) - دا : و آنچه . ( 6 ) - دا : را . ( 7 ) - دا ، آج ، لب : همچنين . ( 8 ) - دا : وهب گفت . ( 9 ) - دا : نبشته . ( 11 - 10 ) - دا ، آج ، لب : اصطخر . ( 12 ) - لب : سپيد .